تبلیغات
Sonic and avatar - طلسم شانو قسمت سوم.
 
Sonic and avatar
سه شنبه 27 مرداد 1394 :: نویسنده : سید دانیال آصف
ببخشید که دیر گذاشتم.
حالا سریع برید ادامه!

این اگمنه موقعی که هیپنوتیزمم کرد!

در قسمت قبل،شانو هفت زمرد رو برداشت و برای اگمن برد.اگمن هم سفینشو منفجر کرد و اگمن اینا همراه با شانو رفتن به سمت مخفیگاه.ادامه:

اگمن و شانو از جلوی دید سونیک اینا رفتن.

اگمن:شانو برو کنار!

و اگمن چند تا توپ از توی سفینه کوچیکش پرتاب کرد و شانو اومد پایین که بهش نخوره.یهو اون توپا توی دید سونیک اینا منفجر شد و چند تیکه اهن پرت شد و سونیک اینا خیلی راحت گول خوردن.

سونیک:اره!همییینه!اگمن هیچ کاری نمیتونه با شانو کنه!

شانو و اگمن رفتن.اگمن هم که احساس قهرمانی میکرد،همش واس خودش اهنگ میخوند و بشکن میزد!

_واویلا لیلی.شرور هستم خیلی.واویلا لیلی.باحال هستم خیلی.

شانو مال من شد.قهرمانی  نصیبم شد.

و همینطور شعرشو ادامه داد.دو تا ربات ها هم ریز ریز میخندیدن و پچ پچی اگمنو مسخره میکردن.شانو هم بی محل به همه ی این قضایا،فقط به دستور قربانش عمل میکرد.هنوز سوپر بود و داشت  همراهیشون میکرد.

اگمن:بالاخره رسیدیم!

اگمن رو یه جای خاکی فرود اومد.ربات ها هم تعجب کردن و گفتن:عه!داکی(توی سونیک ایکس دوبله گلوری اینطوری اگمنو صدا میزدن!!)

اینجا که مخفیگاهمون نبود!

اگمن:هیسسسس!اینجا یه جای جدیده.شانو.میتونی از حالت سوپر بیرون بیایی.

_اطاعت.

و از سوپری بیرون اومد.اگمن چند تا دکمه زد و یهو یه در دایره مانند بزرگ زیر خاک باز شد.ربات ها هم گفتن:ادم حس میکنه اومده مریخ!

اگمن:به مخفیگاه جدید خوش اومدید.

یهو رباتا متوجه شدن رو در مخفیگاه یه علامتی هست.یکم به اون علامت دقت کردن یهو گفتن:داکی جون!عکس شانو اینجا چیکار میکنه!

اگمن:بله چی فکر کردی.تمام این مدت منتظر همچین لحظه ای بودم.شانو!به مخفیگاه خودت خوش اومدی.

ربات ها هم که از حسودی قرمز شده بودن.شانو هنگ کرده  بود.یکم به دورو برش نگاه کرد و گفت:من؟با من بودین؟

اگمن:اره!این مخفیگاه مال خودته!خود خودت!میتونی اینجا هر چی دلت خواست بسازی و حس یه ادم منفی و شیطانی داشته باشی!من ارزوی تورو بر اورده کردم!

شانو:خیلی..ممنونم..قربان.

بعد همگی رفتن داخل.اگه یادتون بیاد،تو مخفیگاه اگمن،همه جا علامت کله ی اگمن بود.حالا اینجا همه چیز علامت شانو رو داشت.همه چیز اونجا متعلق به شانو بود.مجسمه های به شکل شانو..ربات های هیکل گنده که روی سینه شون علامت شانو بود.ربات های خدمتکارهم که فقط نگاه میکردنو حرص میخوردن و از حسودی از بالا سرشون دود در میومد.شانو هم فقط نگاه میکردو کیف میکرد.

اگمن سمت یه در اهنی بزرگ رفت.کنار در یه صفحه شیشه ای بود که روش علامت دست بود.اگمن گفت:شانو!دستتو بزار روی این شیشه!

_اطاعت.

شانو دستشو گذاشت و یهو یه چراغ سبز روشن شدو در اروم اروم باز شد.

رباتا:واو!اینجارو نگاه!

در که کامل باز شد،دیدن یه چیزی اونجاس که روش پارچه کشیده شده.از پایین هم چند تا سیم بهش وصل بود.

اگمن:اماده سوپرایز باش!معرفی میکنم!

و پارچه رو کشید و گفت:متال شانو!!!!

رباتا:اگمن!!!چه کارا میکنی و به ما خبر نمیکنی!

اگمن:لازم نیست که همه چیو بگم.دیگه نیازی به شما ندارم.میتونید برید.

_چی؟؟؟

_من شانو رو دارم.دیگه هیچ نیازی به شما نیست.

_اما داکی...

_همینی که گفتم!همین الان از جلوی چشام دور شید!

ربات ها سرشونو دادن پایینو گفتن:باشه...

و از اونجا رفتن.اگمن به شانو گفت:بیا جاهای دیگرو بهت معرفی کنم!

و اگمن رفتش به جاهای دیگه.شانو هنوز نگاهش به اون حباب شیشه ای بود که داخلش متال شانو بود.نمیتونست باور کنه که همچین چیزی نصیبش شده.

اگمن داد زد:شاااانو!

شانو:بله بله اومدم.

و شانو رفت پیش اگمن و اگمن همه چیو بهش نشون داد.محل ربات سازی،محل شکنجه،محل هیپنوتیزم،و کلی جاهای دیگه.

اگمن:خب شانو کار نداری؟من رفتم.

و اگمن از اونجا رفت.

حالا میریم سراغ سونیک  اینا.

سونیک:ای بابا پس چی شد این شانو!

تیلز:خدا کنه طرف اگمن نرفته باشه....

ناکلز:از این جا به بعدش دیگه مهم نیست.من میرم.

تیلز:باید بریم پیداش کنیم!

سونیک:اره!بزن بریم!

همین که خواستن برن،ربات های خدمت کار اگمن رو دیدن.

سونیک:شما ها اینجا چیکار میکنین!

ربات ها به علامت صلح دستاشونو بردن بالا و گفتن:اگمن مارو بیرون کرد.

سونیک :سریع همین الان به من میگی شانو کجاس!وگرنه میزنم تیکه تیکت میکنم!

ربات ها:خب....راستش رو بخواین.........

سونیک:خب؟؟؟؟بدو دیگه!

رباتا:شانو رفته طرف اگمن.

سونیک:جـــــان؟؟

تیلز:نگفتم؟؟؟ولی....برای چی؟؟؟

سونیک:داری دروغ میگی.حتما رفته پدرشو در بیاره!

_نه.داریم راستشو میگیم.رباتا که دروغ نمیگن.

سونیک:اره راست میگی.حالا....اخه چرا شانوی ما رفتش طرف اگمن؟!؟

_شانو نرفت.اگمن خودش کشوندش و هیپنوتیزمش کرد.

تیلز:میدونی چطوری از حالت هیپنوتیزم درش بیاریم؟؟

_اگمن خان......کارشو خوب بلده....یه هیپنوتیزمی کرده که به هیچ عنوان قابل بازگشت نیست....

و رباتا از اونجا رفتن.

سونیک زانو زد و داد زد:نــــــــه!

تیلز:سونیک...خودت میدونی که دارک شدن هیچ فایده ای نداره.

سونیک بلند شد و گفت:میدونم....فقط همینطوری زانو زدم.

ناکلزهم که دیده بود یه خبراییه،سریع اومد پیش سونیک و گفت: چی شده؟؟

سونیک پشت کرده بود و حرف نمیزد.(یعنی اینقد شانو براش مهم بود؟جل الخالق!)

تیلز:خب ناکلز....نمیدونم خبرش صحت داره یا نه..ولی میگن که اگمن شانو رو هیپنوتیزم کرده.....

_پس اون موقع که زمرد هارو میخواست برای اگمن برد!!!!!باید همین الان بریم پسش بیگیریم!

تیلز سوار هواپیماش شد و سونیک و ناکلز روی بال های هواپیما.و تیلز سریع جت رو روشن کرد و رفتن به سمت مخفیگاه اگمن...

پایان قسمت سوم.





نوع مطلب : طلسم شانو، 
برچسب ها : طلسم شانو،
لینک های مرتبط :
شنبه 16 مرداد 1395 07:28 ب.ظ
حخخخخخ سونیک خاک تو سرت
سید دانیال آصفخخخخ
سه شنبه 27 مرداد 1394 04:41 ب.ظ
خیلی قشنگ بود مخصوصا اونجایی که سونیک زانو زد و بلند شد و گفت می دونم همین طوری زانو زدم خخخخ خیلی باحال بود
سید دانیال آصفخخخخخ اره خیلی باحال بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید دانیال آصف
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :