تبلیغات
Sonic and avatar - sonic and avatar قسمت بیست و دوم
 
Sonic and avatar
پنجشنبه 21 آبان 1394 :: نویسنده : سید دانیال آصف
هیچی.فقط برین بخونین.

در قسمت قبل،نارنیا قدرت های جادوگریشو بهم نشون داد.بعدشم من سریع به مسابقه رفتم و ناکلز و روژ رو که باهاشون مبارزه داشتم،شکست دادم.و بعد دیدم که سه مهمون جدید داریم.ادامه:

یهو صدای بلندی اومد:مبااااااااااارزه ی بعدی،بین سونیک و شدو!

من:اوه اوه اوه چه شود!

و یک مبارزه ی حسابی دیده شد که حس تعریف کردنش نیست!و اخرش شدو ضربه ی اخرو زد و سونیک نقش بر زمین(!!!!!) شد.

_و بــــــرنده ی این مبارزه،شــــدو خارپشت!مبارزه ی بعدی بین،شــــانو و  شدو!

من با یه قیافه تعجب مانند گفتم:مـــــن؟با شــــدو؟خدا رحم کند.

رفتم به محل مبارزه.شدو هم اروم اروم و با یه قیافه ترسناک اومد.

_و مبااااارزه،شروع میشه!

شدو:پس ما دو تا با هم افتادیم.

و یهو عصبانی شد و داد زد:زمــــــــرد منو پس بــــــــده!

_خواب دیدی خیره!

هر دوتاییمون پریدیم و شدو چیز های زرد رنگی بهم پرت کرد و گفت:نابودت میکنم خارپشت تقلبی!

و من سریع جاخالی دادم.

من:عمرا!

و خون افزاریش کردم و کشوندمش به سمت خودم.

_فکر نکن پسش میدم!

و محکم پرتش کردم پایین و پوم!!!شدو مثل یه شهاب خورد به زمین و یه حفره درست شد.

من:اوپسی!

و یهو سکوتی سنگین حکم فرما شد (!!!!!) یه نگاه به دور و برم کردم.همه دهناشون باز بود.هیچکی حرف نمیزد.اینگار  زمان متوقف شده بود.

_خب........

بد حسی داشتم.نمیدونستم چیکار کنم.عرق از پیشونیم مثل ابشار میریخت.اب دهنمو قورت دادم.و یهو سکوت شکست و همه یه صدایی در اوردن که خوششون نیومده و گوجه ها مثل رگبار پرت شد.یهو سرخ شدم.البته ار عصبانیت.میخواستم بزنم اونجا ر بترکونم.ولی عصبانیتمو قورت دادم وگرنه همه چی خراب میشد.

صدای بلند:و بله.مثل که شانو خارپشت با یه ضربه وحشیانه، شدو خارپشت را نقش بر زمین کرد.و برنده شانو است!!!!!!!

من اروم اروم پایین رفتم کنار شدو زانو زدم.شدو جشماشو بسته بود.

_شدو؟خوبی؟ببخشید.الو؟صدا نمیاد؟شدو؟من معذرت میخام!پاشو!دستمو بگیر.

یهو شدو مثل وحش های خواب چشماشو باز کرد و دستمو محکم گرفت.

_نااااابود شو!

_ییاااااااا علی!

و محکم منو پرت کرد و خودمو سریع توی هوا نگه داشتم.

_شدو!بس کن!مبارزه تموم شده!

_تموم شده که شده!واس من مهم نیست!من تا زمردمو پس نگیرم اروم نمیگیرم!

با خودم گفتم:خیلی عجیبه.شدو در نبود زمردش اینطوری نمیکرد.چی شد یهو؟

_نمیزااااااارم زنده بمووووووووووووووونی!

و با کفشای خاصش پرواز کرد.و با تمام سرعت به طرفم اومد.

با یه حالت تاسف نگاهش کردم.سرمو به معنای ((نچ)) تکون دادم

_نچ نچ نچ!

با خودم گفتم:یه زمرد تقلبی جور کنم بندازم پای شدو مارو ول کنه!حالا چجوری؟

همینطور داشتم فکر میکردم که چجوری زمرد تقلبی درست کنم.اصن حواسم به  شدو نبود.یه متر بهم نزدیک شده بود که یهو داد زدم:آها فهمیدم!میرم پیش تیلز!

و سریع از اونجا رفتم و شدو بد بخت کنترلشو از دست داد و محکم رفت تو صندلیا.

 رفتم اونجایی که سونیک اینا بودن.تیلزو اونجا دیدم.رفتم پیشش و گفتم:

_تیلز!میشه یه زمرد سبز تقلبی درست کنی بدم به شدو؟

_مگه تو زمردشو برداشتی؟

_نه بابا!زمردش گم شده به من تهمت میزنه!

_باشه.بیا بریم تو آزمایشگاه.

سریع دست تیلزو گرفنم و مثل ملخ پریدم وبا سرعت به سمت ازمایشگاه رفتم.

نیلز:هی !چیکار میکنی؟

_وقت نداریم!سریع باید بریم!

رسیدیم به ازمایشگاه.رفتیم تو.

من:خوب.چجوری میسازی؟

_کافیه یه تیکه سنگ بیاری.بقیه کارا با من.

من:همین الان.

سریع رفتم بیرون و با خاک افزاری یه تیکه سنگ در اوردم و رفتم تو دادم به تیلز.

_خب!بساز!

تیلز یه چند تا کار عجیب و غریب کرد که قابل وصف نیست.یهو یه زمرد سبز در اورد و داد به من.

_بفرما!اینم زمرد تقلبی!

_ممنون.

سریع گرفتمش و رفتم سمت محل مسابقه.شدو هنوز تو صندلیا گیر بود.همین که چشمش به زمرد افتاد،با تمام قدرت پرید بیرون و به سمتم پرواز کرد.(با کفشاش!)

_زمردتو میخای؟

_بدش به من خارپشت ********

_شدو؟این حرفا از تو بعید بود!جلو دهنتو بگیر!

_بـــــــــــــــدش!

و زمردو پرت کردم و شدو گرفتش.یه نگاه بهم انداخت و بدون این که چیزی بگه،از اونجا رفت.

_آخیش!ولمون کرد!مثل کنه بود!

و یهو صدایی اومد:مبارزه ی بعدی،بین شانو خارپشت و نارنیا خارپشت!

از تعجب شاخ در اوردم.

_مگه میشه؟مگه داریم؟اونم تو مسابقه شرکت کرد؟عجب.....حالا من باهاش چیکار کنم؟بزنمش؟الکی خودمو ببازونم؟چیکار کنم؟

رفتم وسط زمین.نارنیا اروم اروم اومد.سرشو داده بود پایین.چشامو نیمه بسته گذاشتم.

_اه.لوس بازیاش شروع شد.

یهو با قیافه وحشتناکی سرشو اورد بالا و یه خنده ی شیطانی کرد.

_چی؟ناری؟حالت خوبه؟

_بیا باهم مبارزه کنیم!موهاهاهاها!

و یهو یه چیزای قرمز رنگی از دستش بیرون زد.اونارو پرت کرد به زمین و مثل اسید،زمینو اب کرد و رفت تو دل زمین.

_یعنی......میخواد با من همچین کاری کنه؟نکنه اون روح لعنتی رفته باشه تو جلدش؟

پایان قسمت بیست و دوم.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 آذر 1394 11:57 ب.ظ
ماینکرفت بازیه باید یه شخصیت داشته باشی منم خیلی بازیه سیمز رو دوست دارم واقعا دلم می خواد یه دل سیر بازی کنم ولی نمی تونم هنوز نتونستم درست و حسابی بازی کنم ولی هر شب میام اینترنت و ویدیو و عکس های گوشیم رو می بینم همش یاد سونیک و سوباسا و دانی ( لاک پشت های نینجا ) و اینام سعی کن معتاد نشی به یه بازی یعنی پدر در میاره یکی از همکلاسیم این طوری شده بود به کلش الآن خودش می گه خیلی بهتر شدم امیدوارم به نصیحتام بگوشی چون اگه نگوشی یعنی زحمات تایپ من هدر رفته دستم درد گرفت
سید دانیال آصف:|
جمعه 20 آذر 1394 04:14 ب.ظ
مرسی ازت چون داستان رو ول نمی کنی سعی کن قهرمان بچگیتو رها نکنی از من به تو نصیحت ... با اینکه خیلی کارتونای دیگه ای دیدم ولی هنوز سونیک رو دوست دارم من چند تا شخصیت رو اول گذاشتم که از اول دوستشون داشتم مثلا لاکپشت های نینجا . آواتار . سونیک . سوباسا . هری پاتر . ریوما و بقیه دیگه خیلی مثل اینا روش تعصب ندارم
سید دانیال آصفخخخ من قبل این که با ماین کرفت اشنا بشم کلی قول و قسم خورده بودم که یونیکو ول نکنم اما همین که باهاش اشنا شدم سونیکو انداختم دور:/
جمعه 13 آذر 1394 10:43 ب.ظ
همین خنده ی شیطانی روحیه می ده نمی دونم چرا تو چی ؟؟؟ من کلا خنده ی شیطانی زیاد می کنم تو واقعیت !!!!
منم می خوام داستان بنویسم از خودم ببینم خوب می شه آیا ؟؟ موقعی که گذاشتم نظر می ذارم برات وقت کردی برو ببینش
سید دانیال آصفآره خیلی حال میده.هر روز به ذهنم میرسه شانو رو شرور تر و شرور تر کنم!
البته چون که این بازی ماین کرفت حسابی سرمو شلوغ کرده کمتر میتونم سر داستان بیام.نمیدونم ولی مثل که دیگه ماین کرفت منو گرفته و هیچ کاری تو لپتاپم جز ماین کرفت نمیکنم. به هر حال،من از سونیک زده شدم ولی بخاطر تو این داستانو ول نمیکنم.
سه شنبه 26 آبان 1394 04:44 ب.ظ
وااااای باریکلا نه باریکلللااا نههههه باریکلااااااا ااااااا به خودم
سید دانیال آصفمنتظر قسمت بعدی نننننباش!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سید دانیال آصف
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :